حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك

حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٩

ه- نيز شخصى از محترمين به حضورشان آمده بود و خواهش كرده بود كه اجازه دهند شريف امامى به حضورشان بيايد و پيرامون امور جاريه صحبت بكند. فرموده بودند:

«اگر مى‌دانستم براى اين منظور آمده‌اى تو را هم راه نمى‌دادم».[١]

و- در قضيه تأسيس سينما در شهرستان قم كه رژيم به منظور پايگاه اشاعه فساد و دهن‌كجى به حوزه علميه قم، درصدد و احداث آن بود. آيت‌اللّه گلپايگانى صريحا با احداث آن مخالفت كردند. مأمورى را كه از تهران براى ساكت كردن ايشان فرستاده بودند، در ملاقات با معظم له- از قول شاه- مى‌گويد:

«اين مطلب مهمى نيست و ما در مشهد مقدس كه از قم مهمتر است و قبر امام رضا در آنجا است سينما داريم.»

آيت‌اللّه گلپايگانى در پاسخ گفتند:

«سخن شما درست به اين مى‌ماند كه روز قيامت، رسول خدا از مردم بازخواست كنند كه چرا حسين مرا كشتيد و آنان جواب بدهند، پدرش على را كشتيم، چه رسد به حسين (ع).»[٢]

آيت‌اللّه گلپايگانى در اعتراض به اين اقدام يك هفته تمام اعتصاب نموده و درس و نماز جماعت حاضر نشدند و بعد كه به درس آمدند طى يك سخنرانى توطئه و اهداف ضداسلامى رژيم را مورد اعتراض و نكوهش قرار دادند.

اعلاميه‌هاى آيت‌اللّه گلپايگانى در حوادث مختلف انقلاب اسلامى‌

يكى از عواملى كه در گرم كردن مبارزه و پيشرفت آن اثرى به سزا داشت اعلاميه‌هاى پى در پى معظم‌له بود.

مهمترين اثرى كه اين اعلاميه‌ها داشت مزيد اطمينان طبقات متدين نسبت به حركت اسلامى و انقلابى امت مسلمان ايران بود. كسانى كه احيانا دچار ترديد بودند و يا سكوت را ترجيح مى‌دادند با صدور اعلاميه ايشان در راه و روش خود به ترديد مى‌افتادند و يا يك سره تغيير فكر و نظر مى‌دادند. موضعگيرى قاطع و مقام شامخ ايشان موجب مى‌شد كه از يك سوى‌


[١]- ر. ك: همان.

[٢]- ر. ك: همان، ص ١١٩ و نيز سند شماره ٤٠٠٥/ ٢١- ٣/ ١٠/ ٤٨.