حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك

حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٨

اجرا كنم».[١] به دنبال تصميم شاه داير بر اجراى به اصطلاح اصول ششگانه انقلاب سفيد، آيت‌اللّه گلپايگانى طى بيانيه‌اى شركت در رفراندوم را تحريم كرده و آن را غيرقانونى دانست.

در آستانه نيمه شعبان‌المعظم سال ١٣٨٢ ه. ق. رژيم شاه كه از جنب و جوش مردم قم در سرور و چراغانى معابر و بازار به مناسبت اين روز مبارك اطلاع داشت، با سوءاستفاده از اين فرصت عده‌اى را از تهران به قم روانه كرد تا با برپايى جشن و سرور به رفراندوم گذاشته شدن اصول ششگانه را جشن بگيرند و از فضاى شاد شهر قم به مناسبت عيد فرخنده ولادت حضرت ولى‌عصر «عج» به سود شاه و رفراندوم شاهانه بهره‌بردارى كنند.

آيت‌اللّه گلپايگانى پس از اطلاع از چنين برنامه‌اى طى اعلاميه‌اى خواستار تعطيلى بازار و توقف جشن و چراغانى عيد سعيد نيمه شعبان شد.

در پى اين اعلاميه آيت‌اللّه گلپايگانى بازار قم يك‌پارچه تعطيل شد و فضاى سكوت و سكون جايگزين شادى و جنب و جوش شد. رژيم شاه كه عملًا توطئه خود را ناكام مى‌ديد با بازگرداندن افرادى كه به همين منظور از تهران روانه شده بودند به غائله پايان داد. متعاقب خروج افراد مزبور از قم در ساعات اوليه صبح نيمه شعبان، حضرت آيت‌اللّه گلپايگانى در اعلاميه‌اى كه در حوالى ظهر منتشر شد با تشكر از اقدام تجار و بازاريان در تعطيلى بازار و توقف مراسم سرور، از آنها دعوت نمود با توجه به رفع غائله به مراسم جشن و چراغانى ادامه دهند.[٢] متن اعلاميه به شرح ذيل است:

«چون منظور از انصراف از برگزارى مراسم عيد سعيد از طرف حقير و اقدام آقايان تجار و اصناف قم به تعطيل بازار و خيابان انزار از بعضى حركات و آمدن عده‌اى به قم بود تا موجب توهم موافقت روحانيت با اين مطالب نشود و اين مقصود با تعطيل بازار و اظهار احساسات مردم متدين انجام شد ضمن تشكر از توجه عموم به حفظ آرامش مقتضى است بازار را مفتوح و به مراسم جشن و چراغانى عيد ادامه دهند. خداوند همه را از ياوران حضرت ولى عصر ارواحنا فداه قرار دهد.»[٣] به تاريخ ١٥ شهر شعبان المعظم ١٣٨٢

محمدرضا الموسوى الگلپايگانى‌


[١]- ر. ك: محمدحسن رجبى، زندگينامه سياسى امام خمينى، ص ٨٠.

[٢]- ر. ك: محمدرضا احمدى، خاطرات آيت‌اللّه طاهرى خرم‌آبادى، مركز اسناد انقلاب اسلامى، صص ١٥١، ١٥٠.

[٣]- ر. ك: اسناد انقلاب اسلامى، جلد ١، ص ٥٦