حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك

حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٨

مى‌فرمايند:

«آن بزرگوار يكى از استوانه‌هاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به شمار مى‌آمد. در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگين سالهاى تبعيد امام خمينى (قدس اللّه نفسه الزكيه) مواردى پيش آمد كه صداى اين مرد بزرگ تنها صداى تهديد كننده‌اى بود كه از حوزه علميه قم برخواست و به نهضت شور و توان بخشيد.»[١]

مقاومت در مقابل دخالت اوقاف رژيم پهلوى در امور حوزه‌هاى علميه‌

رژيم شاه كه روحانيت و مرجعيت شيعه را مخالف سرسخت برنامه‌هاى خود مى‌ديد و از همكارى و هماهنگى آن با دستگاه طاغوت نااميد شده بود، براى اجراى برنامه‌هاى خود به ايجاد يك نهاد موازى دولتى با همان كاركردهاى نهاد روحانيت در برابر حوزه علميه قم و مرجعيت شيعه افتاد تا كليه امور دينى و مذهبى در جامعه را به سياست دلخواه خود هدايت كند و ابتكار عمل در خصوص مسائل مذهبى را از دست مرجعيت و روحانيت شيعه خارج سازد. اين نهاد، «سازمان اوقاف بود» كه نهادى صد در صد دولتى بود و رياست آن در حكم معاون نخست‌وزير و از سوى وى تعيين مى‌شد.

به طور كلى استقلال علماى حوزه‌هاى علميه شيعه از دولتها و هيئتهاى حاكمه باعث مى‌شد تا روحانيت و مرجعيت شيعه بتواند نقش اصلاحى و انتقادى خويش را در مواجهه با مظالم و تعديات نظامهاى طاغوتى ايفا كند. از اين رو رخنه در نظام اداره حوزه و به دست گرفتن مقدرات آن و تربيت آخوندهاى دربارى و دولتى از سياستهاى اساسى رژيم طاغوت بود به همين جهت عوامل رژيم پهلوى به شدت و به بهانه‌هاى مختلف سعى در ساماندهى آن داشتند.

در پى طرح اوقاف براى امتحان‌گيرى از طلاب آيت‌اللّه گلپايگانى از همان ابتدا به مخالفت با طرح مزبور پرداختند و تصريح كردند:

«اينها مى‌خواهند روحانيت شيعه را مثل روحانيت سنى كنند كه علماء شيعه مثل علماء سنى تابع دولت باشند.»[٢]


[١]- ر. ك: خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت، پيشين، صص ٢١٧/ ٢١٦.

[٢]- ر. ك: سند شماره: ٣٩٥٢/ ٢١ تاريخ: ٢٩/ ٩/ ٤٨.