حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٢
زهد و تقوى از دوران كودكى
نوابغ و انسانهاى بزرگى كه در تاريخ به نيكى درخشيدهاند از همان دوران كودكى آثار صلاح و بزرگوارى در سيماى رفتارشان آشكار و متجلى بوده است. آيتاللّه گلپايگانى نيز از اين امر مستثنى نبودهاند.
پيرمردى از اهالى گلپايگان كه دوران مكتب رفتنش را در كودكى با معظمله سپرى كرده بود نقل مىكرد:
«ايامى كه ايشان به مكتب مىرفتند رسم بر اين بود كه شاگردان به هنگام ظهر نانشان را روى هم مىريختند و يكجا با هم مىخوردند لكن ايشان جداگانه غذاى خود را مىخوردند و هر چه اصرار مىكردند كه با آنها هم غذا باشد نمىپذيرفت و مىگفت شايد پدرهاى آنها راضى نباشند.
روزى بچهها نان و غذاى او را برداشتند كه مجبور شود با آنها غذا بخورد ولى ايشان آن روز غذا نخوردند و در غذاى آنان شركت ننمودند.»
آرى؛ شرط اول كمال انسانى كه در راه تحصيل علم قدم برداشته تقوا و اجتناب او نسبت به حلال و حرام است و در اين ميان مراعات حقوق ديگران و آلوده نشدن به غذاى حرام يا شبههناك در تهذيب نفس و تربيت روح و روان تأثير بسزايى دارد.[١]
اساتيد آيتاللّه گلپايگانى
اساتيد معظمله در يك تقسيمبندى به دو گروه تقسيم مىشوند:
الف) اساتيد اصلى:
١- آيتاللّه سيد محمد حسن خوانسارى (ره).
٢- آيتاللّه آخوند ملاعلى محمدتقى گوگدى.
«مرحوم شيخ آقابزرگ تهرانى او را از قدماء شاگردان آخوند خراسانى و از اجلاء آنان مىداند.»[٢]
[١]- ر. ك: على كريمى، پيشين، صص ١٧/ ١٦.
[٢]- ر. ك: نقباءالبشر، جلد ١، صفحه ٢٤١.