حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٩
شده بود حتى در امور عادى روزمره و اقدامات سياسى تمام سعى خود را معطوف كرده بود كه وظيفه خود را انجام دهد و در تمام امور خداوند متعال را از خود راضى نگاه دارد.
معظمله در برخورد با مردم و مراجعهكنندگان بسيار خوش برخورد بود به گونهاى كه هر كس با نخستين برخورد شيفته ايشان مىشد. برخى از مراجعين كه به خاطر داشتن مشكلات و گرفتاريها ناراحت بودند، هنگامى كه به حضور ايشان مىرسيدند با كيفيت برخورد ايشان آرامش و نشاط به آنان دست مىداد.
درباره برخورد كريمانه ايشان با مراجعين داستانها و نقلهاى زيادى نوشتهاند از جمله آنها: شخصى با يكى از اعضاء دفتر معظم له اصطكاكى پيدا كرده بود و خواستار آن شده بود كه خدمت آقا برسد. وقتى به حضور آقا شرفياب شد با آهنگ بلند شروع به اعتراض كرد و از فرد مزبور شكايت نمود كه به من اهانت و توهين كرده است آقا با اخلاق خوش سئوال كردند چه كرده؟ پاسخ داد با مشت به سينهام زده است. آقا با لحنى جذاب فرمودند:
«ديه با عاقله است. شما بيائيد و به جاى آن يك مشت در سينه من بزنيد»[١]
٢- اخلاص
از ابعاد مهم شخصيت آيتاللّه گلپايگانى اخلاص ايشان بود، روح اخلاص و يقين در اعمال آن مرجع بزرگوار جارى بود. مرجعيت را تنها به حكم وظيفه پذيرفته بود و از اين رو از ترويج نام و شهرت خويش همواره گريزان بود، در سالهاى آخر عمر آيتاللّه العظمى بروجردى يكى از نمايندگان ايشان درباره تعيين مجتهد بعد از خودشان در رجوع به احتياطات واجب ايشان سئوال مىكند. آيتاللّه بروجردى در پاسخ مىفرمايند:
به اعلم فا الاعلم رجوع كنيد. آن شخص در استفتاء ديگرى از معظمله خواستار تعيين مصداق مىشود. آقاى بروجردى در پاسخى كه كتبا مرقوم داشتهاند مىفرمايند: به فقيه گلپايگانى رجوع شود.[٢] متعاقب آن فرد استفتاء كنند پس از رحلت آيتاللّه بروجردى و مطرح شدن مرجعيت علماء و شخصيتهاى مختلف در صدد نشر و تكثير آن استفتاء بر مىآيد و هنگامى كه نيت خود
[١]- ر. ك: همان، صفحه: ١٤٦
[٢]- ر. ك: بخش ضمايم.