گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٢٤ - * فصل دوم * دعاهاى پس از نافله مغرب
مگردان و فضل خود را از من دريغ مدار و از عفوت محرومم مگردان و مرا دوست دوستانت و دشمن دشمنانت قرار ده و ترس از خودت و ميل به خودت و تسليم بودن در برابر فرمانت و تصديق به كتابت و پيروى از سنت پيامبرت ٦ را روزىام فرما.
خدايا! من به تو پناه مىبرم از نفسى كه قانع نشود و شكمى كه سير نگردد و چشمى كه نگريد و قلبى كه خاشع نشود و نمازى كه بالا نرود و عملى كه سود نبخشد و دعايى كه شنيده نشود، و به تو پناه مىبرم از قضاى بد و رسيدن به حضيض شقاوت و سرزنش دشمنان و مشقت شديد و عملى كه مرضى نباشد، و پناه مىبرم به تو از فقر و كفر و خيانت و تنگى سينه و عاقبت بد و از بلايى كه مرا بر آن شكيبايى نيست و از درد سخت و چيره شدن افراد و بازگشت مأيوسانه و نظر بد در نفس و اهل و مال و دين و فرزند و هنگام مشاهده ملك الموت، و به تو پناه مىبرم از انسان بد و همسايه بد و همنشين بد و ساعت بد و از شر آنچه در زمين رود و آنچه از آن بيرون آيد و آنچه از آسمان فرود آيد و هرچه در آن فرا رود و از شر كسانى كه نزد من آيند در شبوروز، مگر كسى كه خيرى آورد، و از شر هر جنبندهاى كه پروردگار من موى پيشانى (زمام امور) او را در اختيار دارد. همانا پروردگار من بر راهى راست است و بهزودى