گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢١ - * فصل ششم * دعاى امام سجاد
١٣- و مرا بر زمين زد و من از صغائر گناهان عافيتسوز و كبائر معاصى نقمتاندوز به سوى تو گريختم. وقتى من به گناه آلوده گشتم و به زشتكارى سزاوار خشم تو شدم، به خيانت روى از من در پيچيد و در روى من به ناسپاسى سخن گفت و از من بيزارى جست و پشت كرده، بگريخت و مرا با خشم تو تنها گذاشت و تا آستانه انتقام تو نزديك آورد و رها كرد.
١٤- كسى نيست كه مرا نزد تو شفاعت كند و آشنايى ندارم كه مرا پناهگاهى و دژى نيست كه مرا از تو پنهان دارد و پناهنده نيست كه به او از تو پناه برم.
١٥- اكنون در اينجا ايستادهام و به تو پناه آوردهام و اعتراف در پيشگاه تو دارم كه تقصير كردم، پس گستردگى فضل تو بر من تنگ نشود و پوشش عفو تو از قامت من كوتاه نيايد و من نااميدترين بندگان توبهكنندهات نباشم و بىبهرهترين كسانى كه با اميد به درگاه تو روى آوردهاند، نشوم، و مرا بيامرز كه تو بهترين آمرزندگانى.
١٦- خدايا! تو مرا امر كردى و من ترك فرمان تو نمودم، و مرا نهى كردى و مرتكب نهى تو شدم، و انديشه بد، كار زشت را به نظر من نيكو جلوه داد، پس از اندازه و حد درگذشتم.
١٧- هيچ روز را گواه بر روزه خود نگيرم و هيچ شب را براى