گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٠ - * فصل ششم * دعاى امام سجاد
٥- همه موجودات پيش قدر والاى تو به پستى افتادهاند.
٦- و بليغترين گفتار ثناگويان از وصف كمترين خصائص تو فرو مانده است.
٧- در صفات تو عقل گمراه است و آواره، و در نعت تو خرد سرگردان و بيچاره، انديشههاى دقيق در كبرياى تو حيراناند.
٨- تويى خدايى كه نخستين موجود در آغاز تو بودى و تا ابد هستى تو پايدار باشد و زوال نپذيرد.
٩- و منم بنده با عمل اندك و طمع بسيار، وسائل را از دست دادهام، مگر رحمت تو دست گيرد، و رشتههاى اميدم گسيخته، جز اينكه اميد به عفو تو را هنوز به دست دارم.
١٠- طاعتى را كه بدان دل گرم دارم، اندك است و معصيتى كه بار دوشم شود، بسيار، عفو تو از بندهات گرچه بدكار باشد، دشوار نيست، پس مرا ببخش.
١١- خدايا! علم تو بر اعمال پنهان من مشرف است و راز پنهان ما در پيش دانش تو مكشوف، هيچچيز كوچك از تو پوشيده نيست و اسرار ناپيدا از تو مخفى نمىماند.
١٢- دشمن تو (شيطان) كه براى فريب دادن من از تو مهلت خواسته و مهلتش دادهاى و تا روز جزا فرصت طلبيده است و تو فرصتش بخشيدى، بر من چيره شد.