ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٢٠ - باب(پنجم) اعتقاد در نفى جبر و تفويض
كرده باشد؛ پس در آن مقام كه قبول منع ننمود و تو او را واگذاردى نه اينست كه تو باشى آن كسى كه او را امر بمعصيت نموده. و اللَّه اعلم[١]
[١] شيخ مفيد عليه الرحمه بعد از نقل كلام ابو جعفر ابن بابويه ره و تضعيف اين روايت بارسال فرموده است كه جبر واداشتن بر فعل و مضطر نمودن بسوى آن بعنوان قهر و غلبه است و حقيقت اين ايجاد فعل است در شخص زنده بدون اينكه از براى آن شخص قدرت بر دفع آن و سرباز زدن از وجود آن فعل در او بوده باشد و گاهى تعبير مىشود از آنچه ميكند آن را آدمى بقدرتى كه با اوست بر وجه اكراه و ناخوش داشتن آن فعل بر سبيل تخويف و الجاء آنكه آن فعل جبر است و اصل در اين معنى جبر آن چيزى است كه كرده شود بدون قدرت شخصى بر امتناعش بنحوى كه ذكر نموديم و هر گاه محقق شد گفتار در جبر بنحوى كه وصف نموديم آن را بوده باشد جبر مذهب اصحاب مخلوق و آن آن است كه گمان مينمايند كه خداوند خلق نموده است در بنده طاعت را بدون آنكه دهنده قدرتى بر ضد اطاعت و امتناع از طاعة بوده باشد و خلق نموده است خداوند معصيت را همچنين پس ايشانند مجبره حقيقى و جبر مذهب ايشان است بر سبيل تحقيق، و تفويض آن قول برفع خطر و منع است از خلق در افعال عباد آنچه خواسته باشند از اعمال و اين قول زنادقه و اصحاب اباحه است، و واسطه ميانه اين دو قول آن است كه خداوند قادر نموده است خلق را بر افعال خود و متمكن نموده است ايشان را از اعمال خود و تحديد نموده است از براى ايشان حدود را در آن و رسم نموده است رسوم را و منع نموده است ايشان را از قبايح بزجر و تخويف و وعد و وعيد، پس نمىباشد خداوند بسبب تمكين نمودن عباد را بر اعمال، جبركننده ايشان بر اعمال و تفويض ننموده است بسوى ايشان افعال را بجهت آنكه منع نموده است ايشان را از اكثر افعال و قرار داده است از براى ايشان حدود را در افعال و امر نموده است ايشان را بافعال حسنه و نهى نموده ايشان را از قبيح افعال، پس اين است فاصله و واسطه ميانه جبر و تفويض بنحوى كه بيان نموديم ما آن را- مفيد