ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ١٥٥ - باب(چهل و پنجم) اعتقاد در اختلاف حديثين
از جانب رسول خدا سلام خواند.
ابان بن ابى عياش گويد: باز بحج رفتم بعد از رحلت حضرت على بن الحسين ٧ پس بخدمت ابى جعفر محمّد بن على بن الحسين ٧ رسيدم و اين حديث را سراپا از سليم نقل و عرض خدمتش نمودم، پس اشك در دو چشم مباركش گشت و فرمود راست گفته سليم رحمة اللَّه تعالى فرمود كه سليم آمد بخدمت پدرم ٧ بعد از قتل جدم حسين ٧ و من در خدمت پدرم بودم پس همين حديث را بعينه حكايت نمود و پدرم باو فرمود راست گفتى اى سليم بتحقيق كه پدرم خبر داد مرا از امير المؤمنين ٧ بهمين حديث.
و در كتاب خداوند عز و جل چيزى چند هست كه جاهلان مختلف و متناقضش ميپندارند و حال آنكه نه مختلف است و نه متناقض، مثل اينكه فرمود: پس امروز فراموش ميكنيم كافران را چنانچه فراموش نمودند ملاقات روز خود را، يعنى امروز قيامت[١] و فراموش كردند خدا را پس خداوند هم آنها را فراموش كرد[٢] و باز بعد از اين ميفرمايد كه: نبوده است پروردگارت فراموشكار[٣] و مثل اينكه فرموده: روزى كه بپا ميايستند روح و ملائكه صفى و اصلا سخن نميگويند مگر كسى كه اذنش دهد خداوند و سخن صواب گويد[٤] و مثل اينكه فرمود: روز قيامت بعضى كافر ميشوند ببعضى و لعن
[١] فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ( سوره اعراف آيه ٤٩)
[٢] وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا( سوره مريم آيه ٦٥)
[٣] نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ( سوره توبه آيه ٦٨)
[٤] يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ( سوره نباء آيه ٣٨)