تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٥ - اخلاق
اخلاق
«اخلاق» جمع «خُلق»( بر وزن قُفل) و «خُلُق»( بر وزن افق) است؛ که در اصل به یک ریشه بازمیگردند. «خَلق» به معنی هیئت و شکل و صورتی است که انسان با چشم میبیند و خُلق به معنی قوا و سجایا و صفات درونی است؛ که با چشم دل دیده میشود.[١]
علامه مجلسی، در تعریف اخلاق میگوید:
«خُلق ملکهای نفسانی است که کار از او به آسانی صادر میشود. پارهای از آنها ذاتی و فطری است و پارهای از آنها اکتسابی است که نیاز به تفکر، مجاهدت و ممارست و تمرین نفس دارد تا به صورت خُوی و عادت درآید».[٢]
فیض کاشانی مینویسد:
«اگر هیئت راسخ در نفس، مبدأ صدور أفعالی پسندیده از نظر عقل و شرع باشد، آن را خُلق نیک گویند و اگر باعث صدور افعال ناپسند شود آن را خُلق بد گویند».[٣]
ابن مِسکَوَیه میگوید:
[١]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن.
[٢] . «الخُلق بالضم ملكة للنفس يصدر عنها الفعل بسهولة و منها ما تكون خلقية و منها ما تكون كسبية بالتفكر و المجاهدة و الممارسة و تمرين النفس عليها فلا ينافي وقوع التكليف بها كما أن البخيل يعطي أولا بمشقة و مجادلة للنفس ثم يكرر ذلك حتى يصير خلقا و عادة له ». بِحار الانوار، ج ٦٧، باب ٥٩، ص ٣٧٢.، ذیل حدیث ١٨.
[٣]. فیض کاشانی، محمد محسن، الحقائق فی محاسن الاخلاق، ص ٥٤.