تأثیر تغذیه بر اخلاق
(١)
دیباچه
٩ ص
(٢)
مفاهیم و کلیات
١٣ ص
(٣)
طَیّب
١٣ ص
(٤)
حلال
١٥ ص
(٥)
خَبیث
١٦ ص
(٦)
طعام
١٧ ص
(٧)
تغذیه
١٩ ص
(٨)
اخلاق
٢٥ ص
(٩)
فوائد تغذیه و اخلاق
٢٧ ص
(١٠)
اهمیت تغذیه و اخلاق
٢٩ ص
(١١)
رابطه اخلاق و طب
٣١ ص
(١٢)
مبانی و اصول نیکواست قبل از ورد به بحث از مبانی و اصول آن آگاه باشیم به برخی از آن ها اشاره می کنیم
٣٤ ص
(١٣)
1 ترکیب انسان از روح و بدن
٣٤ ص
(١٤)
2 اصالت روح
٣٥ ص
(١٥)
3 تأثیرگذاری روح و بدن بر یکدیگر
٣٦ ص
(١٦)
4 اعتدال ( میانهروی)
٤٠ ص
(١٧)
5 تغییرپذیری اخلاق
٤٨ ص
(١٨)
6 تأثیر و تأثر (اثرگذاری و اثرپذیری)
٥٦ ص
(١٩)
آثار زمینهساز تغذیه بر اخلاق
٦٧ ص
(٢٠)
1 فرزند و نسل
٧٤ ص
(٢١)
2 تأثیر غذای زن باردار در جنین
٧٧ ص
(٢٢)
3 تأثیر غذای زائو در نوزاد
٧٩ ص
(٢٣)
4 تأثیر تغذیه در شیر کودک
٨٠ ص
(٢٤)
5 میوه «به»، شجاعت و اندوه
٨١ ص
(٢٥)
6 سرکه و روشنی دل
٨٣ ص
(٢٦)
7 انگور و اندوه
٨٣ ص
(٢٧)
8 گوشت و بداخلاقی
٨٤ ص
(٢٨)
9 گوشت دُرّاج و خشم
٨٥ ص
(٢٩)
10 کُندر و شجاعت
٨٦ ص
(٣٠)
11 گلابی جلا دهنده قلب
٨٦ ص
(٣١)
12 کرفس و ترسو
٨٧ ص
(٣٢)
13 کدو و شادی
٨٧ ص
(٣٣)
14 عسل جلا دهند قلب و شادیآور
٨٨ ص
(٣٤)
15 سِدر، اندوه و وسوسه شیطان
٨٩ ص
(٣٥)
16 عدس و رقت قلب
٩٠ ص
(٣٦)
17 مویز و اندوه
٩١ ص
(٣٧)
18 انار و دوری شیطانِ وسوسه
٩٢ ص
(٣٨)
19 تَلبینه و غم
٩٣ ص
(٣٩)
20 تُرنج و دل نورانی
٩٣ ص
(٤٠)
21 میوه اول فصل و اندوه
٩٤ ص
(٤١)
22 روغن زیتون و اخلاق نیکو
٩٤ ص
(٤٢)
23 خون و سنگدلی
٩٥ ص
(٤٣)
24 پُرخوری، قساوت قلب و خوابیدن فکر
٩٥ ص
(٤٤)
25 خوراک کم و اندیشه پاک
٩٧ ص
(٤٥)
26 غذای حرام و عدم درک حقایق
٩٧ ص
(٤٦)
27 غذای پاک و دعای مستجاب
٩٨ ص
(٤٧)
28 کسب روزی
٩٩ ص
(٤٨)
29 درد بیدرمان
٩٩ ص
(٤٩)
تأثیر صفات اخلاقی بر بدن
١٠٠ ص
(٥٠)
1 حسد
١٠١ ص
(٥١)
2 بُخل
١٠٢ ص
(٥٢)
3 کینه
١٠٣ ص
(٥٣)
4 عجله
١٠٣ ص
(٥٤)
5 خشم
١٠٤ ص
(٥٥)
6 غم و اندوه
١٠٥ ص
(٥٦)
جدول تأثیر تغذیه بر اخلاق
١٠٦ ص
(٥٧)
کتابنامه
١١١ ص

تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٣٣ - رابطه اخلاق و طب

زایل کنیم و وقتی نفس را متمایل به چیزی که در جهت نقصان است بیابیم باید آن را به جهت زیادی جلب کنیم تا این‌که به حد وسط برسیم».[١]

جوادی آملی می‌نویسد:

طبیب برتر کسی است که «انسان» را درمان کند، نه آنکه کار او تنها درمان بیماری‌های مشترک انسان و حیوان باشد. گاهی دست یا پای انسان می‌شکند و آسیب می‌بیند و پزشک معالج آن‌ها را ترمیم می‌کند ولی دست‌وپا، حقیقت انسان نیست، حقیقت انسان روح اوست نه بدن او، پس طبیب انسان کسی است که مشکلات اخلاقی و روحی او را درمان کند؛ نه بیماری‌های بدنی او را. ممکن است پای طبیبی مصدوم یا دست وی شکسته باشد ولی درعین‌حال بتواند پا یا دست مصدوم دیگری را درمان کند؛ اما طبیب روح چنین نیست.[٢]


[١]. ابن سینا، رساله فی البر والاثم، المذهب التربوی عند ابن سینا، به نقل از به نقل از تأثیر طب سنتی بر اخلاقی اسلامی، اترک، حسین، اترک، شهلا، ملابخشی، مریم، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی، دوره‌ی سوم، شماره ٣، تابستان،٨٩.

[٢]. جوادی آملی، عبدالله، مبادی اخلاق در قرآن، تفسیر موضوعی قرآن، ج ١٠.