تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٤٣ - ٤ اعتدال ( میانهروی)
موضوع داستان آدم که به واسطه خوردن از بهشت رانده شد، رمز بزرگی است از طمع در مظهر شهوت بطن{شکم}.
قرآن کریم میفرماید: «فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ؛
سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتیشان فرو ریخت) و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند!».[١]
افراط در شکمخوارگی و توجه به صبحانه و شام و نهار عالی و لذیذ و مرتب، گذشته از سایر مفاسد، روح و فکر را به خود متوجه میکند و انسان را متوجه پایین میکند و او را از توجه به بالا منصرف میکند، به خلاف کسانی که غذای آنها فقط عنوان سَد جوع {رفع گرسنگی}دارد، فکرشان میشود متوجه مسائل بالا بشود.
ازجمله آفات شکمخوارگی اثری است که روی عزم در جهت سست کردن میگذارد. یک شکم پر لذیذ قادر است که یک تصمیم بزرگ را مُنفسخ کند.
علی ٧ در آخرین خطبه نهجالبلاغه که در مقام حثّ {برانگیختن} بر جهاد است میفرماید:
[١]. طه/١٢١.