تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٦ - اخلاق
خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت میکند بیآنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد.[١]
برخی در تعریف اخلاق چنین گویند:
«بر نفس انسان کیفیاتی عارض میشود که پس از مدتی زایل میگردد که آن را «حال» گویند».[٢] چنانچه این کیفیت نفسانی بر اثر عادت و یا عوامل ماندگار شده، به کُندی زایل شود آن را «ملکه» گویند.[٣] آنگاه اگر این کیفیت نفسانی بدون فکر و بدون تکلف در رفتار انسان منعکس شود[٤]، به آن «سَجیه» یا «خُلق» میگویند. پس اخلاق انسان مجموعهای از خُلقیات، یا به عبارت بهتر، مجموعه ملکات هر فرد است که معمولاً در رفتارش نمود مییابد[٥]؛ ازاینرو در کُتُب لغت «خُلق» را به طبع، سجایا و عادات نیز معنا کردهاند.[٦]
فیض کاشانی در کتابی دیگر چنین مینویسد:
خُلق که از آن در زبان پارسی «خُوی» تعبیر میکنند، عبارت از هیئت خاصی است که در ما ظهور و رسوخ مینماید و به کمک آن، افعال را به آسانی انجام میدهیم و نیازمند اندیشه و فکر نمیشویم و هرگاه هیئت مزبور به طوری ظهور
[١]. رازی، ابوعلی، (ابن مِسکویه) تهذیب الاخلاق و تطهیر الأعراق، ص ٥١.
[٢]. طوسی، ابوجعفر، (خواجه نصیر) اخلاق ناصری، ص ٦٤.
[٣]. نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات.
[٤]. النهایه، ابن اثیر،
[٥]. سبحانی نیا، محمدتقی، رفتار اخلاقی انسان با خود، ص ٢٦.
[٦]. مَجمع البَحرین، لسان العرب.