ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٩٠

پادشاه شد و اعلام كرد. «مقصود جامعه سياسى، نه تأمين سعادت فردى و نه پرورش فضيلت‌هاى اخلاقى است، بلكه ايجاد امنيت مى‌باشد». او امنيت داخلى را ضامن سعادت و آزادى دانست. استدلال هابز اين بود كه همه مردم براى رهايى از وضع طبيعى (توحّش) چاره‌اى جز اين ندارند كه قدرت و اختيار خويش را به كف حكومت بسپارند و خود فرمانبردار وى شوند و فرمان او را هرچند مخالف ميل آن‌ها باشد، گردن نهند.

هابز و روسو،[١] قرارداد اجتماعى را منشأ حركت مى‌دانند. جان لاك‌[٢] نيز


[١] -« ... پس تنها وسيله‌اى كه براى حفظ خود و غلبه بر موانع دارند اين است كه: دور هم گردآمده، نيروهاى خود را يكى كنند، آن گاه اين نيروى واحد را به وسيله يك اهرم تنها به‌كار انداخته متفقا آن را عليه مقاومت‌ها استعمال نمايد ... بالاخره چون هر فردى خود رابه عموم مى‌بخشد، بنده هيچ‌كس نمى‌شود و چون هريك از شركا عين همان حقى راكه به وى واگذار مى‌كنيم، به ما عطا مى‌نمايد، معادل آن‌چه را از دست مى‌دهيم، از راه‌ديگر تحصيل مى‌نماييم و براى حفظ آن‌چه داريم، نيروى بيشترى به دست مى‌آوريم؛ بنابراين اگر حشو و زوائد قرارداد اجتماعى را حذف كنيم، اصل ذيل باقى مى‌ماند: هريك از ما شخص خود و تمام توانايى خود را تحت فرمان اراده عمومى به مشاركت‌مى‌گذاريم و هر عضو شركت را به عنوان جزء لا ينفك كل در مجمع خود مى‌پذيريم». ژان ژاك روسو، قرارداد اجتماعى، ترجمه غلام حسين زيرك‌زاده، ص ٤٨- ٥٠.

[٢] - آشنايى با علم سياست، ص ٣١.