ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٨٦
ب) احكام و مقرّراتى كه اجراى آن، به خود شهروندان واگذار شده است.
ج) احكام و مقرّراتى كه ضمانت اجرايى آن، به نظارت و دخالت دولت بستگى دارد.
بسيارى از قوانين و مقرّرات اسلام كه به شكل مسايل حقوقى ارائه گرديده، مانند حقوق خانواده، حقوق تجارت و حقوق مدنى، از اين قبيل است.
مثلا قرآن كريم دستور مىدهد:
«و اذا طلّقتم النّساء فبلغن اجلهنّ فامسكوهنّ بمعروف او سرّحوهنّ بمعروف و لا تمسكوهنّ ضرارا لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه[١]؛ هرگاه زنان را طلاق داديد و موقع عدّه آنان فرا رسيد، يا از آنها به نيكى نگهدارى كنيد و يا آنان را به نيكى رها سازيد. مبادا براى اينكه به آنها ستم كنيد، از آنها به شكل زيانآورى نگهدارى نماييد. هركس چنين كند، همانا به خويشتن ستم كرده است».
آيا اسلام اجراى اين قانون را فقط به خواست و ميل شوهران واگذار كرده است تا در شرايطى كه مرد حاضر به انجام وظايف خود نبوده (نه حقوق همسر خويش را ادا مىكند و نه او را رها مىكند) قانون الهى معطّل بماند و حقوق زن تضييع گردد؟ ازاينرو، حاكم اسلامى موظّف است براى پاسدارى از حريم قانون و در جهت حفظ حقوق افراد، سركشان را به قبول حقّ و عدل وادار نمايد.
[١] - بقره( ٢)، ٢٣٠.