ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٦١
كتابهاى كلامى موجود است و در دايره علم كلام مىگنجد، از اين علم جدا كنيم، مانند برخى از مسايل مربوط به برزخ مثل سؤال قبر و نكير و منكر.
هرچند از اين نكته نيز غافل نيستيم، كه مهمترين وظيفهاى كه علم كلام بر عهده دارد، دفاع از اصول دين است؛ گرچه به امور ديگرى نيز مىپردازد.[١] در ضمن اين نوع استدلال، مصادره به مطلوب است، زيرا ما درصدد اثبات فقهى يا كلامى بودن اين مسألهايم و نبايد محلّ نزاع را مفروض گرفته و به بحث بپردازيم.
البتّه بايد به اين نكته توجّه شود كه ولايت تكوينى الهى كه براساس عقايد شيعيان مختصّ به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امامان عليهم السّلام مو بعضى از اولياء اللّه است، با ولايت به معناى زعامت سياسى كاملا متفاوت بوده و داراى شأن و مرتبهاى بلند و ملازم با عصمت است؛ ازاينرو نبايد اين شهبه پيش آيد كه منصب ولايت فقيه ملازم با اين شرط است.
ب) كلامى- فقهى
كلامى- فقهى بودن ولايت فقيه، ديدگاه كسانى است كه بحث از مبنا و منشأ و مشروعيت ولايت براى فقيه يا هر شخص ديگر را بحثى كلامى و از مختصّات فعل خداوند و در استمرار ولايت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و ائمه عليهم السّلام دانسته و بحث از وظيفه مردم در پذيرش ولايت فقيه و همچنين تكليف فقيه در پذيرش اين ولايت را، بحثى فقهى مىدانند.
[١] - همانند مباحث جوهر، عرض و ... كه در كتابهاى كلامى پيشينيان از آنها بحث مىشده است.