ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٨١
اگر بخواهيم به تشريح نظر اسلام در اين زمينه بپردازيم، كافى است كه متن قوانين اسلامى را از نظر بگذرانيم و با توجّه و تأمّل در ماهيّت مقرّرات اسلامى و پيوندهايى كه در آنها نهاده شده، به مسايل زير توجّه كنيم:
١. گستره، تنوّع و جامعيّت قوانين اسلامى
٢. عنايت خاصّ اين مكتب به تبيين قوانين اجتماعى و سياسى جامعه
٣. تأثير حكومت در عينيّت اين قوانين
٤. مسؤوليّتا و تكليفهاى دولت اسلامى
با ارزيابى اين مسايل، مىتوان درك كرد كه با توجّه به ارتباط تنگاتنگ ابعاد گوناگون اسلام با مسأله حكومت، و شعاع گستردهاى كه براى دولت اسلامى در متن اين قوانين در نظر گرفته شده، فرضيّه «اسلام منهاى دولت»، به مثابه «اسلام منهاى اسلام» است و همچنان كه توحيد به عنوان يك بنيان اعتقادى در تمام شاخ و برگ اسلام حضور دارد، حكومت نيز به عنوان نظامى سياسى، همه اجزاى اين پيكره را به يكديگر متّصل مىسازد و آن را به صورت قاميت استوار در مىآورد.
اينك با دستهبندى قوانين اسلامى، ويژگى هر گروه و پيوند آن را با دولت اسلامى بررسى مىكنيم.
١- ٢- ٤- ٢. ويژگى قوانين اسلام
گروه اوّل: الف) احكام و قوانينى كه مربوط به «زندگى اجتماعى» است و هر يك از شهروندان، به تنهايى نمىتوانند آن را در زندگى فردى و شخصى خود عملى سازند.