ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١٠٢

چون انسان مالكيّت خود را از خداوند دريافت مى‌كند، مالكيّت او طولى و بالتّبع است؛ بنابراين، ولىّ بالاصاله خداوند است:

«انّما وليّكم اللّه و رسوله و الذين آمنو الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون‌[١]؛ همانا ولىّ شما، خدا و رسولش و مؤمنان هستند؛ آن مؤمنانى كه نماز به پاى دارند و در حال ركوع زكات مى‌دهند».

در اين آيه، هرچند به ظاهر سه ولىّ براى انسان معرّفى مى‌شود؛ ولى چون ولايت بالاصاله، تعدّد ناپذير بوده و تنها يك اصل براى ولايت وجود دارد و ديگران صرفا پرتويى از ولايت حقّ را نشان مى‌دهند، «ولىّ» به صورت مفرد بكار رفته است.

اصل سوم‌ ولايت و حكومت انسان، ذاتا مقيّد و محدود است؛ محدود به كسى كه خداوند اذن مى‌دهد و مقيّد به موارد و شيوه‌هايى كه مورد رضايت اوست. از اين‌رو، جايى براى حاكميّت خودسرانه نبوده و هيچ‌كس نمى‌تواند از موضع خدايى و از جايگاه او زمام امور را در دست داشته باشد.

پس براساس فكر توحيدى و با اعتقاد به ربوبيّت خداوند، همه حقوق و تكاليفى كه انسان را احاطه كرده، بازگرفته از حقّ خداوند و در محدوده و شعاع خواست اوست.

اصل چهارم‌ بر مبناى كسانى كه توحيد ربوبى را زيربناى تفكّر سياسى خود قلمداد نموده و


[١] - مائده( ٥)، ٥٥.