ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٧٥

عبارت ديگر «حكومت بر آن‌ها» توأم خواهد بود. بنابراين، اجتماع بشرى به هر شكل كه باشد، از حكومت بى‌نياز نيست و حتّى در مدينه فاضله و جامعه ايده‌آل افلاطون نيز، فيلسوفان حكومت مى‌كنند.

هم‌چنين مطالعات تاريخى و كنجكاوى‌هاى جامعه‌شناسان در زندگى جوامع تقريبا ابتدايى نشان مى‌دهد كه در اجتماع بشرى، همه‌جا و همه‌وقت، مقرّرات خاصّى وجود داشته است و يك يا چند نفر، مسؤول قانون‌گذارى يا اجراى آن بوده‌اند.[١] در مورد حكمرانى بر جوامع، ديدگاه‌هاى گوناگونى وجود دارد كه به دو دسته كلّى قابل تقسيم‌اند:

١. ضرورت وجود حكومت و حاكم در جامعه؛

٢. عدم نياز به تشكيل حكومت در جامعه.

دسته اوّل در كيفيت تشكيل حكومت، ديدگاه‌هاى متفاوت و گاه متناقضى دارند، به طورى كه عدّه‌اى به حكومت‌هاى استبدادى گرايش پيدا كرده‌اند و جمعى ديگر به تشكيل حكومت با نظر مردم و با انتخاب مستقيم آن‌ها معتقدند.

دسته دوم نيز داراى نظر يكسان نيستند. «كسانى از آن‌ها معتقدند كه دولت، آزادى طبيعى فرد را محدود مى‌كند و در بهترين حال، شرّ ضرور است و در حدّ افراطى ديگر، آنارشيست‌هاى فلسفى مانند پرودون (١٨٦٥- ١٨٠٩) و كروپتكين (١٨٤٢- ١٩٢١) معتقدند دولت شرّ مطلق است».[٢]


[١] - محمّد سروش، دين و دولت در انديشه اسلامى، ص ١٤٧.

[٢] - عبد الرّحمان عالم، بنيادهاى علم سياست، ص ١٣٥.