ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٧١
بنابراين، اصل ولايت فقيه مسألهاى كلامى است، ولى از همين ولايت فقيه، در علم فقه نيز بحث مىشود تا لوازم آن حكم كلامى در بايدها و نبايدهاى فقهى روشن شود.[١] همانطور كه در مبحث موضوع علم كلام گذشت، به نظر مىرسد جايگاه اصلى اثبات ولايت فقيه و بحث از مشروعيّت آن، علم كلام و عقايد است (هر چند تعدادى از مباحث و مسايل آن مثل محدوده اعمال ولايت يا وظيفه مردم در قبال حاكم اسلامى، در علم فقه قابل طرح باشد) و از اين رهگذر آسانتر و زودتر به نتيجه خواهيم رسيد؛ چنانكه اين حقيقت هميشه در ذهن و فكر و عقيده مردم بوده و هست كه فقيهان و مجتهدان نايبان عامّ امام زمان عجّل اللّه تعالي فرجه هستند.
پس «اگر نتيجه برهانى كه در اثبات ولايت فقيه ذكر مىشود، وجوب و ضرورت تعيين ولايت فقيه از سوى خداوند سبحان باشد»،[٢] چون از زاويه فعل خداوند به موضوع نگريستهايم، جزء موضوعات كلامى است؛ زيرا همانطور كه بررسى شد، موضوع علم كلام ذات، افعال يا صفات خداوند است و يكى از صفات الهى نيز هدايت و ربوبيّت او بر آفريدگان، و يكى از افعال او حقّ ولايت و حاكميّت انحصارى او، و يكى از شؤون ربوبيّت و هدايت بشر، مديريّت اجتماعى و سياسى اوست.
توضيح آن كه اگر توانستيم برهان يا برهانهايى اقامه كنيم كه حكومت، حقّ انحصارى خداست يا بر خداوند لازم و واجب است كه حاكم و والى بر
[١] - ولايت فقيه فقاهت و عدالت، ص ١٤٣.
[٢] - همان، ص ١٤٢.