ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١٧
دوم اينكه ولايت قضايى داشت؛
سوم اينكه ولايت سياسى و اجتماعى داشت؛ يعنى ... سائس و مدير اجتماع مسلمين بود ....[١] اين نكته چندان روشن است كه حتّى شرقشناسان غير مسلمان نيز بدان تصريح كردهاند.
دانشمند ايتاليايى، فل لينو مىگويد:
حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله در يك زمان، دين و دولت را پايهگذارى كرد و گستره اين دو در دوران زندگىاش همسان بود.
و به تعبير توماس آرنولد:
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله، پيشواى دين و رئيس دولت بود.
ستروتمان نيز مىگويد:
اسلام، پديدهاى دينى و سياسى است؛ زيرا بنيانگذار آن علاوه بر نبوّت، حكومت را نيز در دست داشت و به شيوه حكومتدارى كاملا آگاه بود.[٢] همانطور كه مشاهده مىگردد، حتى غير مسلمانان نيز به اين نكته اشاره كردهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اسلام، ولايت و زعامت را به دست داشته و حكومتى براساس قوانين اسلامى تشكيل داده است.
در اينجا مىتوان به نمونههايى از اين زعامت و رهبرى اشاره كرد:
١. گماردن حاكمان و فرمانروايان، مانند برگزيدن عثمان بن ابى العاص به
[١] - ولاءها و ولايتها، ص ٥١؛ امام خمينى، بدائع الدّرر فى قاعدة نفى الضّرر، ص ١٠٥- ١٠٧.
[٢] محمّد سروش، دين و دولت در انديشه اسلامى، ص ١٩٣.