ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١١

سخن ناشر

«ولايت فقيه» عنوانى است كه مى‌تواند در دو حوزه كلام و فقه از جهات مختلف طرح شود. جنبه فقهى آن، بحث از تكليف فقيه در پذيرش ولايت يا وظيفه مردم در اطاعت از فقيه است؛ امّا جنبه كلامى آن، بحث از منشأ و مبناى اين ولايت است؛ زيرا هرگونه ولايتى از سوى هر كس جز خداوند، نامشروع است. و بايد به اذن و ولايت خداوند بينجامد. به اين صورت كه ايمان به خدا، مستلزم اعتقاد به توحيد در ربوبيّت تشريعى خداوند است؛ يعنى قبول ولايت و سلطه و حاكميّت هر كسى جز خداوند، جايز نيست. ولى از آن‌جا كه خداوند داراى لطف و حكمت در حدّ بى‌نهايت است، (كتب ربّكم على نفسه الرّحمة)[١] با بعثت انبيا و حفظ خطّ نبوّت با وجود امامان معصوم عليهم السّلام، اين ويژگى‌ها را متجلّى ساخته است.

هم‌چنين در عصر غيبت و در زمانى كه از نعمت حضور امام عليه السّلام محروميم، اين حكمت و لطف پابرجاست؛ چرا كه لطف از صفات الهى است و صفات خداوند در طول زمان و در آبستن حوادث، دستخوش تغيير و تحوّل نخواهد شد. بنابراين اعمال اين لطف از سوى خداوند، در زمان غيبت هم، مانند زمان حضور معصومان عليهم السّلام لازم و ضرورى است، و اين‌جاست كه ضرورت وجود فقها به عنوان نزديك‌ترين افراد به ويژگى‌هاى معصومان عليهم السّلام، و امين‌ترين افراد در راه به دست‌گرفتن عنان اسب سركش قدرت، براى حفظ خطّ امامت‌


[١] - انعام( ٦)، ٥٤.