ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ٦٧
٥. امام خمينى قدّس سرّه (١٣٦٨ ش)
كسى كه اجمالا در احكام اسلام و گسترش آن در تمام شؤون جامعه اعم از عبادات كه وظايف بين بندگان و خدا مثل نماز و حجّ است (هر چند جهات اجتماعى و سياسى مربوط به زندگى دنيا در آنها مورد غفلت قرار گرفته است) و يا قوانين اقتصادى، حقوقى، اجتماعى و سياسى دقت كند، مىيابد كه اسلام، صرفا مجموعهاى از احكام عبادى و اخلاق نيست؛ (برخلاف تصور بسيارى از مسلمانان تاز به دوران رسيده و بلكه بزرگان) .... پس بر مسلمانان و در صدر آنان روحانيان و طلاب علوم دينى است كه بر ضد تبليغات دشمنان اسلام با هر وسيله ممكن قيام كنند، تا معلوم گردد كه اسلام براى تأسيس حكومتى عدالتخواه آمده است، و در آن قوانين مربوط به ماليات، بيت المال، ...، جزا، قضاوت، جهاد، دفاع، پيمانهاى دولتى و بين المللى وجود دارد ... و حكومت اسلامى از وحى سرچشمه گرفته و در تمام زمينهها از قانون الهى كمك خواسته است ....
بعد از شناخت آنچه گذشت، بايد گفت كه احكام الهى، چه آنها كه مربوط به مالياتاند و چه سياسيّات و حقوق نسخ نشدهاند؛ بلكه تا روز قيامت باقى هستند و بقاى اين احكام اقتضا مىكند كه تشكيل حكومت و ولايتى كه حفظ سيادت قانون الهى و اجراى آن را بر عهده بگيرد، ضرورت داشته باشد و نمىتوان احكام الهى را اجرا نمود، مگر به وسيله آن ... و حكومت بدون والى نمىشود ... و عقلا اين امر از طرف خداوند حكيم ترك نشده است. پس دليل