ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١٤٢

معصوم عليهم السّلام مشخّص و معلوم گرديده است؛ البتّه به بدين معنا كه آنان شخص خاصّى را به اين سمت گماشته باشند؛ بلكه به صورت كلّى و عمومى، پيشواى جامعه و رهبر اجتماع را معرّفى و «عنوان عامّ» وى را مشخّص كرده‌اند.[١] اين عنوان عامّ، در روايات معتبرى از امام صادق عليه السّلام چنين معرّفى شده است:

«... من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا[٢]؛ ... كسى كه حديث ما را روايت كند و در حلال و حرام ما صاحب‌نظر شده و احكام و قوانين ما را شناخته است».

امام عليه السّلام در اين‌روايت از چنين شخصيّتى، به عنوان مقامى كه در امور حكومتى و قضايى حاكم و فرمانروا قرار داده است، ياد مى‌كند و مى‌فرمايد:

«فانّى قد جعلته عليم حاكما[٣]؛ پس همانا من او (فقيه) را به عنوان حاكم بر شما برگزيدم».

فقيه والا مقام آيت اللّه نائينى رحمه اللّه با استناد به اين‌روايت، فقاهت را براى ولايت لازم مى شمارد.[٤] هم‌چنين فقيه بزرگ آيت اللّه العظمى بروجردى رحمه اللّه، اين‌روايت را مربوط به ولايت و رهبرى اجتماعى مى‌داند و مى‌گويد:

«... و بما ذكرناه يظهر انّ مراده بقوله فى المقبولة «حاكما» هو


[١] - امام خمينى، ولايت فقيه، ص ٤٠.

[٢] - وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ١٣٦.

[٣] - همان.

[٤] - محمّد تقى آملى، المكاسب و البيع، ج ٢، ص ٣٣٦.