ولايت فقيه انديشه اى كلامى

ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١٣٧

بذلك الرّجل الّذى هو اعلم بغنمه من الّذى كان فيها ...[١]؛ در كار خويش درنگ و تأمّل كنيد. به خدا سوگند اگر كسى گوسفند داشته باشد و براى چرا، در اختيار چوپانى قرار داده باشد، وقتى چوپانى آگاه‌تر به كار گوسفندش يافت، به سراغ او مى‌رود و گوسفند را در اختيار او مى‌گذارد».

در اين‌جا امام عليه السّلام، اصحاب خود را به عقل فطرى خويش ارجاع مى‌دهد و با همين نكته، ضرورت آگاهى وسيع و عميق در بالاترين سطح ممكن را براى رهبران جامعه و متولّيان امور اجتماعى تبيين مى‌كند و از آنان مى‌خواهد سرمايه‌هاى مادّى و معنوى خود را، بيهوده و به گزافه به دست هركس نسپارند.

با توجّه به اين درك عقلانى، فيلسوف بزرگ ابو على سينا، پس از ذكر شرايطى از قبيل توانايى عقلى و فكر مستقلّ سياسى در امامت مى‌گويد:

«... و انّه عارف بالشّريعة، حتّى لا اعرف منه ...[٢]؛ امام و پيشوا بايد به شريعت عارف باشد، به گونه‌اى كه كسى آشناتر از او به شريعت نباشد».

در حقيقت، شخصيّتى كه در رأس جامعه اسلامى قرار مى‌گير و دولت اسلامى را هدايت مى‌كنكد و پيشواى امّت مسلمانان قلمداد مى‌گردد، بايد از نظر بينش اسلامى، در سطح بالاترى از مردم قرار گرفته باشد، تا براى هر اظهارنظر و هر اقدامى، چشم به زبان و قلم ديگران ندوخته باشد و منتظر


[١] - وسائل الشيعه، ج ١٥، ص ٥٠.

[٢] - ابو على سينا، الشّفا، الهيّات، ص ٤٥١.