ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١١٨
با توجه به آنچه گذشت تقرير دليل به شكل زير است:
مقدّمه اوّل: هدايت راستين بشر، منوط به وحى است؛ چرا كه انسان آفريده خداست و اوست كه تمامى رمز و راز جسم و جان بشر را مىداند و ازاينرو، تنها كسى كه صلاحيّت هدايت بشر را دارد خود خداوند است. (بر اساس توحيد در ربوبيّت)
مقدّمه دوم: براى هدايت بشر، پيامبرانى لازماند تا وحى را به انسان برسانند. (براساس حكمت الهى به معناى غايتمندى و هدفدار بودن)
مقدّمه سوم: دين اسلام، جاودانى است و براى تأمين مصالح ضرورى جامعه، تا روز قيامت آمده است. (براساس ختم نبوّت)
حاصل ان كه: ختم نبوّت هنگامى با حكمت الهى موافق است كه توأم با نصب راهبر و امامى بعد از پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و اله باشد.[١] به عبارت ديگر، وقتى دانستيم علّت اينكه انسان در عالم مادّه به وجود آمده، آن است كه مسير اختيارى داشته باشد و سرنوشت خويش را به اختيار خود رقم بزند، طبعا بايد از جانب خدا راهى نشان داده شود كه دو جهت نقص و كمال داشته باشد. ازاينرو، خداوند بر هر ملّتى پيامبرى فرستاده است و اين مقتضاى حكمت الهى است؛[٢] چرا كه نقض غرض آفرينش انسان، موجب از دست رفتن هدف و غايت مىشود و اين برخلاف حكمت حكيم است.
[١] - محمّد تقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج ١- ٢، ص ٣٥٤.
[٢] - محمّد تقى مصباح يزدى، راه و راهنماشناسى، ص ٢٣.