ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١١٢
حكيم» استوار و به شرح زير است:
الف) غرض خداوند از تكليف بندان اين است كه با انجام طاعت و ترك معصيت، شايسته پاداش و ثواب شوند.
ب) اگر خداوند بداند كه در صورت انجام فعلى، مكلف با اختيار خود طاعتى را انجام مىدهد (لطف محصّل) و يا دست كم به انجام آن نزديك مىشود (لطف مقرّب) و آن را محقق نسازد، غرض خويش را نقض كرده است.
ج) عقل حكم مىكند كه نقض غرض، كارى قبيح و از ساحت حكمت خداوند به دور است.
بنابراين، حكمت خداوند اقتضا مىكند كه براى اجتناب از نقض غرض، فعل مورد نظر را انجام دهد و اين همان وجوب لطف است.[١]
برهان مبتنى بر لطف
در ابتدا به بيانى كه شهيد مطهرى رحمه اللّه در اين زمينه دارد توجه كنيد:
[الف)] مىدانيم كه دين اسلام، دين خاتم است و بناست كه بعد از آن، ديگر شريعتى نيايد و دينى است كلّى و جامع همه شؤون زندگى بشر، و وضع اين دين هم از چنين مطلبى حكايت مىكند؛ زيرا در همه مسايل دخالت دارد ....
[ب)] وقتى تاريخ را مطالعه مىكنيم، مىبينيم در آن ٢٣ سال [رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله] چنين فرصتى براى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به دست نيامده است [كه تمام اسلام را به مردم تعليم دهد] ....
[١] - محمد سعيدى مهر، آموزش كلام اسلامى، ج ٢، ص ٢٤ و ٢٥.