ولايت فقيه انديشه اى كلامى - شمس، على - الصفحة ١٠٤
اين مبناى فكرى، براى شيعيان چندان روشن و آشكار بوده كه پيوسته دولتهاى عصر حضور ائمّه عليهم السّلام را دولتهاى جائر تلقّى نموده و حكومت آنها را با صرفنظر از شيوه رفتارشان، ظالمانه و غيرقانونى مىدانستهاند.
٢. مالكيّت مطلقه الهى: «قل اللهمّ مالك الملك ...»[١]
راه دوم براى اثبات حاكميّت خداوند، توحيد در مالكيّت مطلقه اوست. بر اساس اين نكته، هيچيك از موجودات در هستى و كمالات خويش چيزى از خود ندارند و از اين نظر فقير، بلكه عين فقر و احتياجاند. چنين اعتقادى نفوذ حكم الهى را اثبات مىكند؛ زيرا لازمه حكومت، تسليم مردم در برابر فرمانروا و حاكم، و تن دادن به فرمان و دستور اوست؛ درحالىكه خداوند مالك هرچيز است و همه قائم به اويند. ازاينرو، فرمانروايى و حكم كردن منحصرا از اوست، «الّا له الخلق و الامر»[٢] ان الحكم الّا للّه»[٣]. بر اين اساس، تنها مالك اصلى خداست و او مالك جان و مال جهانيان است و تمام مخلوقات محتاج و فقير اويند. بر همين پايه، هيچ اختيار مستقلّى از خويشتن ندارند و حكم خداوند براى همه نافذ و واجب الاجراست؛ ازاينرو فرمانرواى اصلى خود خداوند است.
«كل شىء هالك الّا وجهه له الحكم[٤]؛ هرچه جز وجه خداوند نابود مىشود، حكم كردن از آن اوست».
[١] - آل عمران( ٣)، ٢٦.
[٢] - اعراف( ٧)، ٥٤.
[٣] - انعام( ٦)، ٥٧.
[٤] - قصص( ٢٨)، ٨٨.