در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٥ - سيف بن عمر، در ترازوى نقد
يحيي، از شعيب بن ابراهيم، از سيف بن عمر، روايت نقل كرده است.
و اين سند تمام مطالبى است كه ابن عساكر در تاريخ خود از ابن سبا نقل كرده است و ملاحظه مىكنيد كه اين سند، با سند طبرى در نقل همين وقايع، در نقطه اى تلاقى مىكند.
جان كلام اين كه: همه مورّخانِ بعدى در نقل اين قضيّه وامدار طبرى و يا بهتر بگوييم وامدار سيف بن عمر هستند. و طبرى هم چنان كه گذشت، صحّت همه آنچه را كه در تاريخ خود آورده تأييد نكرده بلكه او در اين كتاب تنها ناقل اخبار بوده و از نقد و بررسى و تعيين صحيح از سقيم آنها خوددارى كرده است؛ چرا كه او از ابتدا در نقل تاريخ، خود را از عهده خارج كرده و مسؤوليت صحّت و سقم مطالب را بر دوش راويان و ناقلان نهاده است و گفتيم كه در قضيّه ابن سبا راوى منحصر به فرد اين داستان، سيف بن عمر است و لاغير.
پس از اين كه اين امور روشن شد، ديگر خود را از بحث بيشتر در اين زمينه بى نياز احساس مىكنيم؛ چرا كه ملاك، رسيدن به واقع و روشن شدن حقيقت است و از اين پس، اين عقل است كه بايد به دور از تعصّب و مغالطه به قضاوت بنشيند.
تحقيق علمى بر ما ثابت كرد كه جايگاه اين اسطوره تا چه اندازه دور از واقعيت و حقيقت است. در عين حال، آنچه در رد و تضعيف