در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٨ - از كجا؟ به كجا؟

هر دانشمندى نيز چنين برخوردى را ايجاب مى‌كند؛ زيرا اين داستان، مطالبى را در بر دارد كه مقام مسلمانان را پايين آورده با اين تهمت كه آنان فاقد ويژگى تفكّر و انديشه بوده‌اند و- طبق اين داستان- از مردى پيروى كرده‌اند كه او را نمى‌شناختند و مانند گلّه گوسفندى، در پى دسيسه‌هاى او روان شدند.

اين داستان، از يك جهت در بر دارنده طعن بر بزرگان صحابه و توهين به شخصيّتهاى اسلامى و طبق تعبير بعضى از معتقدان به اين جريان- ابله و كودن دانستن آنان است!! اين كه بزرگان صحابه در پى سخنان يك مهاجر غريب و دعوت كننده به شرك و الحاد افتادند.

جهت دوّم اين كه‌: انديشه‌هاى عبد الله بن سبا جز در مصر، به موفقيّت نرسيد و اين مصريان بودند كه به سرعت فريفته او شده و در كوتاهترين زمان، به او كه در آن زمان دعوت كننده‌اى ناشناخته و جلودارى غريب بود، گرايش پيدا كردند! چگونه ممكن است چنين كسى به اين صراحت و بدون هيچ هراس و واهمه‌اى، مردم را فراخوانده و آنان را به قيام بر ضدّ حاكم مسلمين، تحريك و تشويق كرده، بدون دليل و سابقه‌اى، آنان را به نافرمانى او واداركند؟

پس اهل نظر، انديشمندان و عقلاى قوم كجا بودند؟ آيا همه آنان ابله و كودن‌[١] بوده، انديشه نمى‌كردند؟


[١] - اين تعبير از خطيب معروف، محبّ الدين است.