در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٥ - اخبار طبرى
مسلمان اهمّيّت داده باشند؛ به گونهاى كه دانستن اين علوم از شرايط لازم، براى اشتغال در علم تاريخ اسلامى به شمار رفته است.
امّا آنان كه اخبار را از روى هوا و هوس و اميال نفسانى خود نقل مىكنند، بدون اين كه راويان آنها را بشناسند، تنها به اين اكتفا مىكنند كه در پاورقى كتاب خود آدرس بدهند: طبرى: جلد فلان و صفحه فلان و گمان مى كنند با اين كار، وظيفه خود را انجام داده اند، در مقام بهرهبردارى از هزاران خبرى كه در دل كتابهاى تاريخ اسلامى جاى گرفته است، دورترين مردم به حساب مىآيند.
اگر اين افراد، با دانش مصطلح الحديث آشنا و با كتابهاى جرح و تعديل مأنوس بودند و قصد نقل هر خبرى را كه داشتند، همچون متن خبر، به رجال و روات آن نيز اهمّيّت مىدادند، مىتوانستند در جوّ تاريخ اسلامى زندگى كنند و بد را از خوب، سره از ناسره اخبار را از يكديگر تميز داده و قطعاً مىفهميدند كه قدر و قيمت اخبار، به قدر و ارزش راويان و ناقلان آنان وابسته است»[١].
اينك پيش از آن كه وارد بحث از رجال سند روايات در قصّه ابن سبا شويم، دوست دارم ابتدا از همين «خطيب» سؤالى كنم:
آيا او خود، به آنچه در متن فوق درباره لزوم بررسى رجال سند از منقولات از طبرى و ديگران نوشته پايبند است؟
[١] - مجلّه الأزهر، شماره ٢١٠: ٢٤ سال ١٣٧٢ هجرى.