در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٦ - پاسخ به كوثرى از زبان خود او

نَوَوى در اين رابطه گويد:

«دانشمندان بر اين عقيده‌اند كه هر روايت وارده‌اى كه در ظاهر مشتمل بر طعن صحابى است، تأويلِ آن واجب است»[١].

در اين صورت، شيخ كوثرى به وظيفه واجب خود عمل نموده و در برابر نسبت دادن انجام آن كارهاى زشت و شنيع، از خالد بن وليد دفاع كرده است!!

و از آنجا كه سيف بن عمر، در سند روايتى است كه طبرى در بيان ماجراى خالد و مالك بن نويره آورده، شيخ كوثرى به حق اين راوى را از اعتبار ساقط كرده است، امّا تعصّب يا عناد، همين شخص را در يك مسأله تاريخى ديگر، بدل به يك راوى ثقه مورد اعتماد كرده كه تاريخ از روايات او بى‌نياز نيست؛ چرا كه او منشأ و ريشه داستان ابن سبا است! آيا ذرّه‌اى از دانايى و امانتِ در نقل، در اين روند پيدا مى‌شود؟

از طرفى ديگر، در داستان ابن سبا به جاى يك صحابى، بر اغلبِ صحابه طعن شده و آنان را متّهم به پيروى از مردى يهودى كرده است كه ابن سبا ايشان را از دينشان گمراه كرده و به كارهايى فرا خوانده كه اسلام از آنها نهى كرده است. در اين داستان، ابوذر، اصول زردشتى و تعاليم يهودى را از ابن سبا فرا گرفته! و عمّار بن ياسر از


[١] - صحيح مسلم به شرح نووى: ١٥/ ١٧٧.