در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٤ - پاسخ به كوثرى از زبان خود او
است. ابن عدى نيز درباره او مىگويد: معروف نيست و اخبارى از او نقل شده است كه در آنها بر سلف (گذشتگان) طعن شده است. راوى از شعيب نيز سَرِى بن يحيى است كه غير موثّق است و اوست كه شيخِ ابن جرير (طبرى) در روايت از سيف است، امّا راويانى كه بعد از سيف هستند غالباً رجالى ناشناختهاند»[١].
اين سخنى است كه كوثرى در مقام دفاع از خالد بن وليد آورده و از مطالعه آن، بر ما آشكار گشت كه او روايات سيف بن عمر را قبول ندارد. و سند حادثه خالد كه كوثرى آن را به كلّى باطل مىداند، عيناً همان سندى است كه طبرى، جريان ابن سبا را با آن سند نقل كرده است.
حال بايد پرسيد: چگونه است كه ايشان به صحّت قضيّه ابن سبا با اين سند، يقين حاصل كرده كه همچون خورشيد در وسط آسمان شده است، امّا در قضيّه خالد بن وليد و كشتن مالك بن نويره و تجاوز به همسرش توسّط وى، همين سند باطل شده و حكم به دروغ بودن آن مىكند؟!!
به علاوه، اين كه جريان زناى خالد با همسر مالك بن نويره را طبرى با سند ديگرى از عبد الحميد، به سند وى از عبد الرحمن بن
[١] - ر. ك: مقالات زاهدى: ٤٦٢- ٤٥٥.