در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٦ - رجال سند افسانه عبدالله بن سبا
كوفه نقل مكان كرد ...». تا پايان آنچه طبرى در جلد پنجم تاريخ خود در صفحات ٩٨ و ٩٩ آورده است.
بنا بر اين، حديث از نظر سند، داير مدار شخص طبرى، سَرِى، شعيب، سيف، عطيه و يزيد قفعسى است و رجالِ سند و مستند همه آنان كه درباره ابن سبا، در كتابهاى خود مطلب نوشته، كار او را بزرگ كرده و از او شخصيّتى قوى و تأثيرگذار در تاريخ مسلمانان، بلكه تغيير دهنده جريان تاريخ ساختهاند، همين چند نفر هستند.
با اين حال، اين روايت، مشهور شده و تبعيّت كوركورانه به خوبى نقش خود را در انجماد فكر و ترك تحقيق و پژوهش در محتواى روايت- كه آكنده از مخالفت با قواعد پيشرفت و قوانين زندگى است- بازى كرده است؛ قوانينى كه حكم مىكند تا در برخورد با آنچه مردم روايت مىكنند، از مقياسهاى عقلى استفاده شود. در اين صورت، چه دليل قانع كنندهاى وجود دارد كه همين معيارهاى عقلى، در عدم ردّ قضيّه ابن سبا، يا عدم صدور آن از ثقاتى همچون طبرى، با نيروى مضاعفى مؤثّر نباشد؟ در حالى كه طبرى نيز فقط روايت كننده داستان است و خود، هرگز تمام آنچه را در تاريخش آورده تأييد نكرده و ادّعاى صحّت هرآنچه را در اين كتاب است، ندارد.
با توجّه به اين كه ارزش روايت نيز متأثّر از ارزش سند آن است و قضيه ابن سبا هم منحصر به نقل طبرى است و از ارائه آن، از زبان