در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٥ - پاسخ به كوثرى از زبان خود او
ابى بكر نيز نقل كرده و در آن روايت، سخن عمر بن خطّاب در نكوهش خالد و خطاب به ابوبكر آمده است:
«اين دشمن خدا بر مرد مسلمانى ستم روا داشت و او را كشت، سپس به همسرش تجاوز كرد» و چون خالد، با سپاه خود به مدينه بازگشت و وارد مسجد شد، عمر برخاسته به سوى او رفت و گفت: واى بر تو! مرد مسلمانى را كشتى سپس به همسرش تجاوز كردى؟ به خدا سوگند كه تو را با سنگهايت سنگسار خواهم كرد ... الخ[١].
ما در اين جا در صدد نيستيم اين واقعه و ورود آن را در تاريخ مورد بحث قرار دهيم بلكه مىخواهيم معيّن كنيم كه حالت انكار حقايق و دورى از واقع، تا به كجا رسيده و نتيجه تعصّب كوركورانه و پيروى از هواهاى نفسانى چيست؟
شايد شيخ كوثرى هم بتواند براى كار خود به امر لازم و واجبى عذر بياورد و بگويد: كشتن مالك بن نويره پس از علم و اطّلاع به مسلمان بودن او كه با شهادت گروهى از مردم نزد خالد بن وليد ثابت شده بود و بدتر از آن، همبستر شدن با همسر مقتول، به قدرى شنيع است كه اعتراف به آن، طعن به مقام خالد بن وليد است كه از اصحاب رسول خداست و طعن بر صحابى صحيح نيست؛ بنا بر اين، واجب است هر روايتى را كه مشتمل بر طعن بر يكى از صحابه است، تأويل كنيم.
[١] - تاريخ طبرى: ٣/ ٢٤٣.