در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٦ - اخبار طبرى

آيا او خود، از دانش مصطلح الحديث بهره‌اى برده است؟ و آيا او خود، با كتابهاى جرح و تعديل مأنوس است تا بداند كه روايت مجروحين‌[١] را نبايد پذيرفت و تنها روايت راويانى كه مورد تعديل واقع شده‌اند، قابل پذيرش است؟

اگر پاسخ خطيب به اين پرسش مثبت باشد، آنچه او خود در عمل انجام داده است، آن را تأييد نمى‌كند؛ چرا كه او خود در كتابش اخبارى را نقل كرده كه به منبع مورد وثوقى مستند نيست و تنها از سرِ هواى نفس، ملتزم به قبول آن روايات شده است.

بارزترين نمونه اين عملِ او، همان متنى است كه در صفحات پيشين، از وى در مورد جريان ابن سبا نقل كرديم؛ همان قضيّه‌اى كه طبرى در نقل آن منفرد است و در سند آن روايات نيز راويانى كه داراى صفات قبول باشند، وجود ندارد. پس او چگونه به چنين اخبارى اعتماد كرده است؟

من نمى‌دانم كه او چرا آنچه را در اين مقاله آورده در عمل خود پياده نكرده است. آيا اين دستور العمل را تنها براى ديگران صادر كرده است؟ آيا او مصداق آمران به معروف كه خود عمل به آن نمى‌كنند و ناهيان از منكر كه خود مرتكب آن مى‌شوند، نيست؟


[١] -« مجروحين»، كسانى هستند كه به اصطلاح رجالى، توسّط دانشمندان علم رجال مورد جرح قرار گرفته و رواياتشان پذيرفته نميشود( مترجم).