در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٦ - ٢ - محمد ابوزهره
وى مبلّغان و داعيان خود را به شهرهاى مختلف فرستاد؛ آنان از كسانى بودند كه شهرهاى مختلف را به فساد كشانده بودند؛ آنان با وى مكاتبه داشته و در پنهان، وى را به آنچه در نظر داشتند، فرا خوانده بودند. آنان به ظاهر ادّعاى امر به معروف و نهى از منكر داشتند و نامههايى در بزرگنمايى اشكالات واليان و كارگزاران حكومت، به شهرهاى مختلف مىنوشتند و همفكران ايشان نيز امثال همين نامهها را به آنان مىنوشتند و به سرعت در دنياى اسلام توسعه يافتند، امّا آنان در باطن، به دنبال چيزى غير از آنچه در ظاهر ابراز مىداشتند، بودند.
اينچنين است كه مىبينيم شيخِ مورّخان، طبرى به بيان اين مطلب پرداخته است كه چگونه اين عدّه براى ايجاد فساد در جامعه اسلامى، با يكديگر به توطئهچينى پرداخته و از اعتراضات طبيعى مردم بر بعضى از واليان عثمان، دستاويزى براى قيام و انتشار افكار منحرف و تفرقهانگيز ساختند ...».
تا آنجا كه مىگويد:
«در سايه همين فتنهانگيزيها بود كه مذهب شيعى رويش يافت؛ گرچه آنان خود مدّعى هستند كه ريشههاى مذهبشان تا زمان وفات پيامبر اكرم (عليهما السلام) امتداد مىيابد»[١].
[١] - ر. ك: المذاهب الاسلاميّه: ٤٦ ٤٧.