در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٠ - سخن كوثرى

به كدورت بكشاند؛ اين در روزگارى بود كه مسلمانان، هنوز از شيوه‌هاى دسيسه‌سازان و راه‌هاى فتنه‌گرى فتنه‌انگيزان و جماعت اهل حيله و دروغ و فجور، آگاهى نداشتند.

نتايج اين فتنه‌ها روشن و آشكار در برابر ديدگان هر محقّقى قرار دارد و در كتابهاى مورّخان ثقه و مورد اعتماد اين امّت، ثبت و ضبط شده است؛ افرادى چون ابن خيثمه، ابن ابى جرير، ابن عساكر، ابن سمعانى و ديگران و اين همه، به رغم تلاش برخى از سفسطه بافان امروزى است كه اصل وجود كسى به نام عبدالله بن سبا را انكار مى‌كنند تا چه رسد به اين كه او باعث و بانى چنان حوادثى بوده باشد. اين افراد سخن بزرگانى را كه اينك از آنان نام برديم، به سينه ديوار مى‌كوبند؛ گويا كه از پسرعموى خود عبد الله بن سباى يهودى، دفاع مى‌كنند؛ زيرا حسّ خويشاوندى مخفيانه منتقل مى‌شود[١].

كار اين نويسندگان، مانند كار كسى است كه منكر ارتباط اسماعيل (ع) با مكّه بشود يا وجود كسى به نام عيسى بن مريم را


[١] - در اين جا كنايه بسيار زشتى به منكران قضيّه ابن سبا زده است؛ چون پيامبر اكرم در حديثى فرموده اند: در انتخاب همسر، دقّت كنيد كه صفات خوب؛ يا بد از راه ژن به نسل شما منتقل ميشود:« فإنَّ العِرقَ دَسّاس». آقاى كوثرى، در اين جمله نسبت ژنتيكى منكران را به يهود ربط داده است( مترجم).