در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٦ - دليل دوم
طبق يك احتمال، عمل نماييم، پس آيه مردّد است بين تعيين و اجمال و از متكلّم حكيم، قبيح است كه به اجمال سخن گويد، پس بايد آيه را بر معناى حقيقى و بدون تأويل حمل نماييم؛ چرا كه اصل همان است و تأويل، ما را دچار اجمال گويى مى نمايد كه اجمال گويى هم قبيح است.
دليل دوّم:
دليل ديگرى كه قايلين به نظريّه ( (جواز روزه در سفر)) بدان تمسّك جسته اند عبارت: وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ از آيه شريفه است؛ به اين بيان كه اين آيه با مخاطبى است كه از روزه گرفتن معذور است و در بجاآوردن آن نيز آزاد است كه در همان وقت انجام دهد تا بتوان او را با عبارت: وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ مورد خطاب قرار داد و اگر مخاطب، در بجا آوردن روزه آزاد نباشد، معنا ندارد كه او را اين چنين مورد خطاب قرار داد.
ولى ابن حزم، اين استدلال را پاسخ گفته و چنين مى نويسد:
( (كسى كه در مورد مباح بودن روزه در سفر به آيه شريفه: وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ استناد جسته در واقع گناه كبيره اى مرتكب شده و دروغ فاحشى گفته است؛ چرا كه كلام الهى را از جايگاه خود منحرف ساخته (و ما از مثل چنين كارى به خدا پناه مى بريم) و اين كار، يك عيبى است كه هيچ محقّقى بدان راضى نمى شود؛ چون نصّ آيه مى گويد: