در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٢ - بررسى و نقد تأويلهاى اهل سنت
حال چه واقعاً آخرين عمل از سيره آن حضرت بوده باشد، يا نباشد، ولى حديث قابل استدلال براى «وجوب افطار روزه در سفر» هست؛ چون قايلين به وجوب نمى پذيرند كه در گذشته «روزه در سفر» واجب بوده است تا استدلالشان متوقّف بر مسأله نسخ، يا تقدّم و تأخّر باشد و همان گونه كه گفتيم: اين بحث فقط يك بحث جدلى است، نه استدلالى.
و ثانياً: آن كه ادّعا مى كند: «افطار روزه رمضان در سفر» آخرين عمل از سنّت پيامبر (ص) بوده است، او زهرى است و مسلم هم اين سخن را در صحيح خودش ثبت نموده است.
و ثالثاً: حديث ابى سعيد خدرى دلالتى بر مخالفت باكلام زهرى ندارد بلكه هر يك از آن دو حديث، مضمون خاصّى دارد؛ ابو سعيد خدرى از سفرى سخن مى گويد كه صحابه با رسول خدا (ص) در آن سفر به مكّه رفته اند و در ميانشان برخى از آنان روزه بوده اند و در كلام او چيزى نيست كه دلالت كند اين مسافرت در ماه رمضان واقع شده باشد و روزه آنان روزه ماه رمضان باشد- كه محلّ بحث ما هم همين است- و حال آن كه ابن عبّاس به روشنى در مورد روزه ماه رمضان سخن مى گويد و تصريح مى كند كه پيامبر (ص) از روزه ماه رمضان در سفر نهى نمود، پس تعارض ميان دو حديث وجود ندارد.