در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٤ - نقد دلايل حديثى
و طبيعى است كه ما دامى كه پيامبر (ص) در ميانشان تشريف دارند، هيچ يك از آنان بر ديگرى ايرادى نگيرد؛ چرا كه آن حضرت، خود احكام الهى را بيان مى فرمايد و اين عيب نگرفتن، ربطى به اجماع صحابه ندارد و بر فرض اين كه دلالتى هم بر اجماع داشته باشد، با وجود پيامبر (ص) آن اجماع، ارزشى نخواهد داشت و اگر دليلى هم بر اين مطلب باشد، آن سكوت پيامبر و امضاى آن حضرت است بر عمل آنان، ولى حال از كجا ثابت كنيم كه روزه گرفتن آنان به نيّت اداى روزه ماه رمضان بوده است تا بگوييم سكوت پيامبر (ص) دليل بر شرعى بودن اين كار است؟!
حديث ششم: اين حديث از ابو سعيد خدرى روايت شده است كه گفت:
«در (ماه) رمضان، با رسول خدا (ص) به جنگ مى رفتيم، برخى در ميان ما روزه دار و برخى روزه خوار بودند، نه روزه دار، بر روزه خوار، ايراد مى گرفت و نه روزه خوار، بر روزه دار و اين (كار) خوبى بود و هر كس در (خودش) ضعفى مى ديد، روزه مى خورد و اين (كار هم كار) خوبى بود».
از ظاهر اين حديث بر مى آيد كه راوى، تنها در مقام بيان عمل برخى از صحابه است و هيچ اشاره اى ندارد كه دلالت كند پيامبر (ص) بر وجود افرادى روزه دار، در ميان لشكر خود آگاه بوده است، تا سكوتش امضاى عمل آنان محسوب گردد و عمل آنان به تنهايى حجّت نيست. مادامى هم كه پيامبر (ص) در ميانشان وجود دارند،