در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٠ - بررسى و نقد تأويلهاى اهل سنت

اشكال:

افطار كردن پيامبر (ص) در سال فتح (مكّه) عمل آن حضرت است و عمل هم مجمل است؛ گاهى بر حرمت روزه گرفتن دلالت دارد و گاهى بر اين مطلب دلالت دارد كه افطار كردن از روزه گرفتن افضل است، پس از كجا براى ما ثابت مى شود كه پيامبر (ص) به خاطر اين كه افطار بر او واجب بوده افطار كرده است؟ و چه بسا كه افطار كردن به خاطر افضل بودنش بوده نه وجوبش.

پاسخ:

اين اشكال صحيح و بجاست و در عين حال بر هر دو گروه وارد است و هر گروهى كه بتواند پاسخ منسجم و قانع كننده اى بدهد، حق با اوست و كسانى كه قايل به «وجوب افطار روزه در سفر» هستند، با استدلال به آيه صوم كه دلالت بر «وجوب افطار روزه در سفر» دارد، اين اجمال را بر طرف مى كنند، ولى كسانى كه قايل به «جواز روزه در سفر» هستند، نمى توانند به آن استدلال كنند؛ چون ظاهر آيه سخن آنان را تأييد نمى كند ولذا ناچارند آيه را به تأويل برند. و ما هم در جاى خود گفتيم كه اصل، عدم تأويل است، پس نتيجه بحث در حديث مذكور هم «وجوب افطار روزه در سفر» را تأييد مى نمايد و به عنوان يك دليل قابل استدلال شمرده مى شود و مطلوب هم همين است.