در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٣ - بررسى و نقد تأويلهاى اهل سنت
ونيز سخن زهرى به اين كه: افطار در سفر، آخرين كار پيامبر بود، منظورش افطاركردنى نبود كه در مقابل همه روزه ها باشد تا با حديث ابو سعيد خدرى معارض باشد بلكه مقصود او تنها «افطار كردن در سفرهاى ماه رمضان» بوده و ابو سعيد هم از سفرى سخن نمى گويد كه روزه اش در ماه رمضان واقع شده باشد بلكه در سيره رسول خدا معلوم نيست كه آن حضرت بعد از سال فتح (مكّه) در ماه رمضان مسافرت كرده باشد. و اين شاهد تاريخى هم تأييدى است بر كلام زهرى و گواهى است بر اين كه خدرى كه مى گويد: «بعد از آن با رسول خدا (ص) در سفر روزه مى گرفتيم» مراد او سفرهايى بوده كه در غير ماه رمضان واقع شده اند.
اين بود سخن ما در ردّ اشكال شوكانى كه بر استدلال كنندگان به حديث ابن عبّاس براى «وجوب افطار روزه ماه رمضان در سفر» وارد كرده بود.
٢- و امّا در مورد حديث ( (اولئك العصاة))- كه در مورد روزه برخى از صحابه است كه در ماه رمضان در سال فتح (مكّه) همراه رسول خدا (ص) بوده اند- اين حديث، تأييدى است بر حديث ابن عبّاس. و امّا اين كه شوكانى مى گويد: «اهل سنّت از آن حديث پاسخ گفته اند به اين كه: آن حضرت به اين دليل نسبت گناه به آنان داده، كه آن حضرت [افطار را] بر آنان واجب ساخته بود و آنان مخالفت ورزيدند». اين پاسخ، به دليل بافى شبيه تر است تا به