علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٠
فهم واژگان يک حديث، لازمه فهم مضمون آن حديث است.
١. علم
واژه علم در تعريف برخي ازاهل لغت به معناي درک کردن حقيقت چيزي[١١٨] و گاهي به معناي دانستن، دانش يا اظهار و روشن کردن[١١٩] آمده است؛ همچنان که خداوند ميفرمايد:
Gثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصي لِما لَبِثُوا أَمَداًF.[١٢٠]
برخي نيز آن را به معناي دريافتن چيزي، به حقيقت آن پي بردن[١٢١] آوردهاند.
فلاسفه به سبب بديهي بودن مفهوم علم، آن را نيازمند تعريف نميدانند.[١٢٢] البته در علم منطق تعاريفي براي علم بيان ميشود.[١٢٣] با اين وجود يکي از تقسيماتي که ميتوان براي علم در نظر داشت، تقسيم آن به حضوري و حصولي است.
علم حضوري علمي است که بدون واسطه، به ذات معلوم تعلق گيرد و وجود واقعي و عيني معلوم براي عالم و شخص درک کننده منکشف گردد، اما علم حصولي علمي است که با وجود خارجي آن مورد شهود و آگاهي عالم قرار نگيرد، بلکه شخص از راه چيزي که نمايانگر معلوم است از آن آگاهي پيدا ميکند.[١٢٤]
٢. يورث
مفهوم يورث از ماده «ورث الوراثه و الارث» به معناي انتقال مالي از ديگري بدون انعقاد قرارداد و عقد يا بدون خريدن و نظير آن است.[١٢٥] ازاينرو به آنچه از ميّت به ديگري منتقل ميشود، ميراث و ارث ميگويند؛ همچنان که خداوند ميفرمايد: Gوَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَF[١٢٦] در اين آيه مراد وراثت نبوت و علم و فضيلت است.
[١١٨]. مفردات، ترجمه حسين خداپرست، ص٥٣١.
[١١٩]. قاموس قرآن، ج٥، ص٣٣.
[١٢٠]. «سپس آنان را برانگيختيم تا بدانيم [و اين امر آشكار گردد كه] كداميک از آن دو گروه، مدّت خواب خود را بهتر حساب كردهاند» (کهف، ١٢).
[١٢١]. الرائد، ترجمه رضا انزابينژاد، ج٢، ص١٢١٦.
[١٢٢]. نک: بداية الحکمه، ص٢٣٦.
[١٢٣]. المنطق (مظفر)، ص١٥.
[١٢٤]. آموزش فلسفه، ج١، ص١٦٦؛ همچنين نک: شرح منظومه، ص١٤٢ - ١٤٣.
[١٢٥]. مفردات، ص٨١٥؛ قاموس قرآن، ج٥، ص١٩٥.
[١٢٦]. مريم، ٦.