علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٥
صرفي، نحوي و بلاغي در آن رعايت نشده باشد.
کوشا در ادامه سخنان خود گفت:
هنر ترجمه قرآن در مقام تطبيقي و جمع ميان رعايت نثر معيار با مراعات نکات ادبي و بلاغي آن آشکار ميشود. بنابراين مترجم توانمند در فن ترجمه، کسي است که هم نثر معيار را رعايت کند و هم ملاکهاي ادبي و بلاغي را لحاظ نمايد.
در ادامه ايشان به بيان چند مورد نقد
ترجمه دکتر حداد عادل پرداخت. از جمله
در آيه ٢٩ سوره بقره که «استوي» با «الي» آمده، اما
در ترجمه به جاي «الي» با «علي» ترجمه شده است!
همچنين در آيه ٢٥ سوره بقره در جمله Gوَ اُتوا مُتَشابِهاًF واو استينافيه را حاليه گرفتهاند!
در آيه ٣٠ سوره بقره نيز مترجم، در جمله Gوَ نُقَدِّسُ لَکَF لام را زائدة و نُقدّس را مفعولي به شمار آورده است. چه خوب بود ايشان در اينباره تفسير امام فخر رازي و تفسير مرحوم سيد عبدالله شُبّر و بحث مرحوم آيتالله معرفت را ميديد!
وي همچنين نسبت به ترجمه آيه ٨ سوره نور که فعل«يَدرَوُءا» که معلوم است، ولي به صورت مجهول ترجمه شده است، تذکر داد.
در پايان، از آنجا که فرصت براي ارائه ديگر موارد نقد کم بود، بنا به در خواست جناب دکتر حداد عادل، آقاي کوشا ده مورد نقد مکتوب خود را در يک يادداشت به ايشان تقديم کرد و ضرورت ويرايش فنّي اين اثر را براي چاپهاي بعدي آن يادآور شد.
ناقد دوم آقاي رضا بابايي بود. ايشان به نکته استاد حداد مبني بر «مفهوممحوري» ترجمه ايشان اشاره کرد و ايراد اصلي خود را رعايت نکردن همين اصل بيان نمود. ايشان با بيان فرق بين ترجمه تحتاللفظي و ترجمه مفهومي، گفت:
هنوز ترجمههاي ما تحتاللفظي است و از اين چارچوب خارج نشدهايم. در ترجمه تحتاللفظي، واحد ترجمه ما «کلمه» است و مطالب صرفي است و در ترجمه مفهومي، واحد «جمله» است و مطالب نحوي و بلاغي؛ در حالي که مخاطب ما در استفاده از ترجمه نياز به مفهوم آيه دارد و ميخواهد منظور آيه را متوجه شود و کاري به ظرايف صرفي و عين کلمات ندارد.
ايشان نکته اصلي در ترجمه را انگيزه از ترجمه کردن بيان داشت و پاسخ اين سؤال که چرا باز پس از اين تعداد ترجمه، نياز به ترجمه خوب داريم را خلط بين مصرف کننده