علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٣

است و هيچ پيامبري از پيامبرانش و فرشته‌اي از فرشتگانش را بر آن مطلع نساخته است که اين کلام خداي متعال باشد: «همانا علم الساعه نزد خداوند است و باران را نازل مي‌کند و آن‌چه را که در ارحام است مي‌داند و کسي نمي‌داند که فردا چه چيز را به دست خواهد آورد و کسي نمي‌داند در چه زميني خواهد مرد» و او علمي نيز دارد که فرشتگان خويش را بدان مطلع ساخته است، پس هر آن‌چه را که فرشتگانش را بر آن مطلع کرده است محمد و آلش را نيز بر آن آگاه ساخته است.

در اين روايت بيان شده است علم اختصاصي خداوند _ که همان علم غيب باشد _ به امور پنج‌گانه يادشده در آيه ٣٤ سوره لقمان _ که در روايت ذکر شده است‌ _ تعلق دارد.

٦. در روايت ديگري در نهج‌البلاغه آمده است اميرالمؤمنين٧ يکي از وقايع
آينده را پيش‌گويي کرد. شخصي از حضرت پرسيد: آيا شما علم غيب مي‌دانيد؟
حضرت فرمود:

ليس هو بعلم غيب و إنما هو تعلم من ذي علم و إنما علم الغيب علم الساعة و ما عدده الله سبحانه بقوله: Gإِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَداً وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُF الآية. فيعلم الله سبحانه ما في الأرحام من ذكر أو أنثى و قبيح أو جميل و سخي أو بخيل و شقي أو سعيد و من يكون [للنار] في النار حطبا أو في الجنان للنبيين مرافقا فهذا علم الغيب الذي لا يعلمه أحد إلا الله و ما سوى ذلك فعلم علمه الله نبيه فعلمنيه و دعا لي بأن يعيه صدري و تضطم عليه جوانحي؛[٨٧]

اين علم غيب نيست؛ علمى است كه از پيامبر فراگرفته‌ام. علم غيب علم به قيامت است و به امورى كه خداوند سبحان در كتاب خود برشمرده: «خداوند است كه
علم قيامت نزد اوست و اوست كه باران نازل مى‌كند و آن‌چه را در ارحام است
مى‌داند و كسى نمى‌داند آن‌چه را كه فردا خواهد اندوخت و كسى نمى‌داند در چه سرزمينى خواهد مرد ...». خداوند سبحان است كه آن‌چه را در رحم‌هاست مى‌داند؛ پسر يا دختر، زشت يا زيبا، سخى يا بخيل، سعيد يا شقى، كسى كه هيزم جهنّم است، يا در بهشت هم‌نشين انبياست. اين است علم غيب كه كسى آن را جز خدا نمى‌داند و غير اينها دانشى است كه خداوند آن را به پيامبرش‌٦ تعليم داده، او هم به من آموخت و از خدا برايم خواست كه در سينه‌ام جاى گيرد و قفسه سينه‌ام آن را در خود جاى دهد.[٨٨]


[٨٧]. نهج البلاغه، ص١٨٦، خطبه ١٢٨.

[٨٨]. نهج البلاغه (ترجمه انصاريان)، ص٢٩٠.