علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨٧
در اين حديث به ارث رسيدن علم و توارث بهطور مطلق[١١٠] ذکر شده و هيچگونه قيدي براي آن نيامده است. با مطالعه آن شايد اينگونه برداشت شود که هر نوع علمي موروثي است. بررسي احاديث مشابه و تشکيل خانواده حديث، ميتواند به فهم نوع علم و چگونگي توارث آن در اين حديث کمک کند.
٢. علي بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ
عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ
عَنْ
أَبِي جَعْفَرٍ٧
قَالَ: إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ٧ لَمْ يُرْفَعْ وَ الْعِلْمُ يُتَوَارَثُ وَ كَانَ
عَلِيٌّ٧
عَالِمَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ إِنَّهُ لَمْ يَهْلِكْ مِنَّا عَالِمٌ قَطُّ
إِلَّا خَلَفَهُ مِنْ أَهْلِهِ مَنْ عَلِمَ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ
مَا شَاءَ اللَّهُ؛[١١١]
علمي که بر آدم٧ فرود آمد، بالا نرفت و علم به ارث منتقل ميشود و علي٧ عالم اين امت بود و حق اين است که هيچگاه عالمي از خانواده نميرد، جز اينکه کسي از اهل او جانشينش شود که مانند او يا آنچه را خدا خواهد بداند.
نکات اين حديث:
الف) علمي که در حديث مورد بحث مطرح شده است، همان علمي است که نخستين بار از جانب خداوند متعال در وجود حضرت آدم٧ به وديعت گذاشته شد. در واقع علمي که به ارث ميرسد، مقيد[١١٢] شده است.
ب) علمي که حضرت علي٧ عالم آن بود، همان علم حضرت آدم٧ و علوم انبياء: ديگر است.
ج) حضرت علي٧ عالم به علوم تمامي انبياي الهي از آدم تا خاتم: است.
د) بر اساس احاديث، همانطور که اين علم به حضرت علي٧ منتقل شد، طبق حديث مذکور به امامان بعد از ايشان نيز منتقل شده است.[١١٣]
هـ) بر اساس اين قسمت از حديث که ميفرمايد: «هيچگاه عالمي از خانواده نميرد، جز اينکه از اهل او کسي که مثل علم او يا آنچه خدا خواهد را بداند جانشين او شود»، پس هميشه در روي زمين عالمي وجود دارد که از علوم عالمان گذشته به او منتقل شده باشد.
[١١٠]. «مطلق» در لغت، يعني مرسل، رها و آنچه قيد و بند ندارد و در اصطلاح، فراگيري معنا نسبت به همه حالتهاي واژه است؛ واژهاي که موضوع و متعلق حکم شرعي قرار گرفته است (اصطلاحات الاصول، ص٢٤٦).
[١١١]. الکافي، ج١، ص٦٠٣.
[١١٢]. «مقيد» نقطه مقابل «مطلق» و به نحو تقابل عدم و ملکه است؛ يعني واژهاي که مطلق و فراگير نيست، اما قابليت آن را دارد و هر گاه قيد را بردارند، مطلق و فراگير ميشود (اصطلاحات الاصول، ص٢٤٦).
[١١٣]. نک: کفاية الاثر في نص علي ائمة الاثني عشر، ص١٢٤.