علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٠

د) علم اختصاصي خداوند

در روايات بسياري آمده است که خداوند متعال دو گونه علم دارد؛ نخست، علمي که بر ديگران آشکار ساخته و به ايشان آموخته است و دوم، علمي که از غير خود دريغ داشته و تنها به خود اختصاص داده است. از اين علم در روايات با تعابير مختلفي چون علم مخزون،[٧٥] علم مکنون،[٧٦] علم مستأثر،[٧٧] علم مکفوف[٧٨] و علم موقوف[٧٩] ياد شده است. اين روايات را مي‌توان در کتاب‌هايي مانند کافي و بصائر‌الدرجات و کتب شيخ صدوق و در ابواب متنوعي مانند باب بداء و ابواب مرتبط با علم ائمه: يافت.[٨٠]

براي مثال، مرحوم کليني به سند صحيح از ابوبصير از امام صادق٧ چنين نقل مي‌کند:

إن لله علمين، علم مكنون مخزون‌ لا يعلمه إلا هو، من ذلك يكون البداء و علم علمه ملائكته و رسله و أنبياءه، فنحن نعلمه؛[٨١]

همانا خداوند دو گونه علم دارد؛ علمي پوشانده شده و در مخفيگاه الهي که جز او کسي از آن آگاهي ندارد که بداء از اين علم است؛ و علمي که به فرشتگان و رسل و پيامبران خويش آموخته است که ما آن را مي‌دانيم.

در روايات متعددي تنها اين علم، علم غيب ناميده شده است و به علمي که خداوند از اختصاص داشتن به خود خارج ساخته و آن را به ديگران نيز تعليم نموده است، علم غيب اطلاق نمي‌شود. نمونه‌هايي از رواياتي که غيب الهي را به‌عنوان جايگاه علم مستأثر الهي مطرح نموده است بدين قرار است:

١.       کليني در کافي به سند صحيح نقل کرده است که حمران بن اعين به امام باقر٧ عرض مي‌کند:


[٧٥]. واژه «مخزون» به معناي چيزي است که در خزانه و مخفيگاه نگهداري شود (لسان العرب، ج١٣، ص١٣٩).

[٧٦]. واژه «مکنون» به معناي شيء پوشانده شده و مخفي است (لسان العرب، ج١٣، ص٣٦٠).

[٧٧]. واژه «استئثار» در لغت به معناي چيزي را به‌طور اختصاصي و ويژه براي خود خواستن است (مفردات الفاظ القرآن، ج١، ص٦٢). اين واژه با اشتقاق اسم مفعول در روايات نيست، بلکه فعل باب است. فعال يا اسم فاعل آن به کار برده شده و اسم مفعول آن از اين تعابير انتزاع شده است.

[٧٨]. واژه مکفوف به معناي چيزي است که از تهاجم يا تعرض ديگران دفع شده باشد. از اين‌روي کف دست نيز کف ناميده شده است؛ چراکه به‌وسيله آن، انسان از خود دفاع مي‌کند (مفردات الفاظ القرآن، ج١، ص٧٣).

[٧٩]. موقوف در لغت به معناي چيزي است که مانعي داشته باشد و محبوس مانده باشد (قاموس قرآن، ج٨، ص٢٣٦).

[٨٠]. براي مشاهده نمونه‌ها، نک: کافي، ج١، ص٣٥٩، ح٧، ٨، ٩، ص٥٧١، ح١، ص٥٧٣، ح٣، ص٦٣٤، ح١ - ٤، ص٦٣٧، ح٢، ج٢، ص٣٨، ح٦؛ بصائرالدرجات، ج١، ص١٠٩- ١١٢؛ عيون اخبار الرضا٧، ج١، ص١٨٢.

[٨١]. کافي، ج١، ص٣٦١، ح٩.