علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٩
ذهن غالي است.
نتيجهگيري
سران جريان غلو براي گسترش آموزههاي خود در راستاي اهداف دنياطلبانه، ناگزير بودند مستنداتي جعلي براي ادعاهاي انحرافي خود دستوپا کنند و براي باورپذيري هرچه بيشتر نيز به دورغ، اين مجعولات را به مورد اعتمادترين اشخاص در جامعه مسلمانان منتسب نمايند. انتساب احاديث به ايشان اين مزيت را براي سران غلو به همراه داشت که کمتر کسي به خود جرئت ميداد در مقابل علم فرزندان رسول خدا٦، علم مخالفت و مقابله برداشته، سر ستيز بردارد؛ چراکه اين ايشان در تمامي سرزمينهاي اسلامي به عنوان مرجع علوم و آخرين پايگاه دانش شناخته ميشدند.
غاليان براي رسيدن به اين مقصود سه شيوه را در پيش گرفتند. آنها ابتدا با گرفتن کتابهاي حديثي اصحاب اماميه، کوشيدند تا جايي که ممکن بود، روايات اين نگاشتهها را تحريف و تغيير نموده، آنها را به صاحبان خود بازگردانند. اقدام دوم آنها در ارائه تفسيرهاي نادرست از آيات قرآن و روايتهاي مشهور در دست عموم مردم براساس رويکردهاي باطنگرايانه بود. در اين رويکرد غاليان سعي ميکردند ظواهر آيات و احاديث را مطابق با آموزههاي انحرافي خود و آنچه مدعي شده بودند، تأويل کنند. در آخرين اقدام نيز آنها دست به وضع حديث ميزدند و به دروغ آنها را به ائمه اطهار: که مورد اعتمادترين اشخاص در جامعه مسلمانان بودند، منتسب ميساختند.